|
|
|
|
|
|
||
|
۱۳۸٩/۱۱/٧
پسرم آمده و سرگرم تماشا هستم ...
پسرم آمده و سرگرم تماشا هستم ... ۱۳۸۸/۱٠/۱٠
این روزها.......
سر سرای سینه ها را رنگ خاموشی گرفت صورت آیینه زنگار فراموشی گرفت سالکان را پای پر تاول ز رفتن خسته شد دست پر اعجاز مردان طریقت بسته شد این زمان شلاق بر باور حکومت می کند در بلاد شعله خاکستر حکومت می کند اعتبار دستها و پینه ها در مرخصی چهره ها لوح ریا آیینه ها در مرخصی آنچه این نسل مصیبت دیده را ارزانی است پوز خند آشکار وگریه ی پنهانی است الغرض با ماله ی غم دست بنایی شگفت ماهرانه حفره ی لبخند ها را گل گرفت
زنده یاد سید حسن حسینی [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
